کار عمیق

کتاب DEEP WORK نوشته CAL NEWPORT/ خلاصه کتاب

DEEP WORK نوشته CAL NEWPORT یکی از کتاب های جذاب و جالب توجهی است که در مورد مزایای “کار عمیق” و گام های عملی برای افزایش بهره وری بیشتر به رشته تحریر درآمده است. برخلاف کار سطحی که به اشتباه به عنوان فعالیت پربازده نامیده می شود، “کار عمیق ”  از توانمندی و ظرفیت های افزایش بهره وری و گرفتن نتایج دلخواه برخوردار است.

فرضیه DEEP WORK: توانایی انجام “کار عمیق ” همزمان با افزایش اهمیت فزاینده اقتصاد به پدیده ای بسیار نایاب و دست نیافتنی تبدیل می شود. در نتیجه باید گفت افرادی که به پرورش این مهارت یعنی انجام “کار عمیق ” می پردازند و آن را به هسته اصلی زندگی خود تبدیل می کنند برنده واقعی این بازی هستند.

این کتاب با دنبال کردن دو هدف در دو بخش نوشته شده است، هدف اول در بخش اول کتاب به ترغیب خواننده به درستی فرضیه “کار عمیق ” و هدف دوم در بخش دوم به استفاده از مزایای”کار عمیق ” از طریق آموزش های ذهنی و تغییر عادت های روزمره و جایگزین کردن بهره وری به عنوان کانون اصلی زندگی حرفه ای افراد می پردازد. ابتدا قصد دارم قبل از بررسی و طرح جزئیات این فرضیه ( “کار عمیق “)  با خوانندگان این کتاب در مورد اینکه چطور به اهمیت این ایده جالب پی برده و خود را وقف آن کردم صحبت کنم.

 

بخش اول: ایده

فصل یک: اهمیت و ارزش “کار عمیق

کارمندان اداری به دو گروه تقسیم بندی می شوند: 1) کسانی که طرز استفاده خلاقانه از دستگاه های هوشمند را می دانند 2) کسانی که در رشته تخصصی خود خبره و کاردان هستند. بنابراین دو توانایی اصلی زیر از اهمیت حیاتی برخوردارند:

  • توانایی تسلط بر امور چالش برانگیز با سرعت هر چه تمامتر
  • توانایی تبدیل شدن به فردی کاردان و حرفه ای به لحاظ سرعت و کیفیت

چگونه می توانیم به چنین توانایی منحصربفردی دست یافته و آن را در خود پرورش دهیم؟ پرورش دو ویژگی فوق به توانایی تولید کار سودمند و پربازده بستگی دارد. چنانچه هنوز موفق به تسلط بر دو ویژگی اصلی فوق نشده اید پس براحتی نمی توانید به سطوح بالاتر ارتقاء پیدا کنید یا از پس حل امور سخت و مشکل برآیید.

برای اینکه بتوانید حل مسائل سخت و پیچیده را به سرعت یاد بگیرید باید بدون اینکه چیزی حواس شما را به خود معطوف کند تمرکز کنید. به عبارت دیگر یادگیری به بازدهی بیشتر می انجامد. اگر به دنبال بهره وری هستید براحتی می توانید بر سیستم های پیچیده غلبه کرده و مهارت های لازم برای رسیدن به قله های موفقیت را کسب کنید. اما اگر جزء آن دسته از افرادی هستید که نگاهی سطحی به زندگی و کار دارند و به هیچ وجه نمی توانند تمرکز لازم برای بهره وری بیشتر را ایجاد کنند پس نباید انتظار داشته باشید که مهارت های لازم را بسرعت فرا بگیرید و به زودی در کار خود متخصص شوید.

تولید کار با کیفیت برابر است با زمان صرف شده Î قدرت تمرکز

برای رسیدن به بالاترین سطوح حرفه ای باید وقت زیادی را با تمرکز محض به یک فعالیت خاص اختصاص دهید بدون اینکه چیزی آن را مختل کند. به بیانی دیگر، اگر فعالیت صورت گرفته از انواع پربازده آن باشد به بهینه سازی سطح عملکرد شما منجر می گردد. اگر نمی توانید برای افزایش بهره وری بیشتر از زمان برنامه ریزی شده وقت بگذارید پس سطح عملکرد شما به سختی به درجات بالاتر کمی و کیفی ارتقاء می یابد در نتیجه رسیدن به موفقیت حرفه ای نیز سخت تر و سخت تر می شود.

 

فصل دوم: بهره وری براحتی بدست نمی آید

امروزه نظام ها و شیوه های تجاری مرسوم در بازار کسب و کار توانایی انجام کار پربازده را در کارمندان کاهش می دهند حتی اکر تعهدات وعده داده شده این گونه نظام ها تحت تاثیر منافع ناشی از تعهدات بهره وری قرار بگیرند و از اهمیت شان کاسته شود آنها مانند سدی مانع از انجام “کار عمیق” (افزایش ظرفیت یادگیری مسائل پیچیده و رسیدن به سطوح عالی شغلی) می شوند.

چرا بسیاری از افراد وقت خود را بیهوده با صحبت های درگوشی و خرده گیری تلف می کنند در صورتی می دانند سلامت و بهره وری کارمندان یک مجموعه سازمانی تحت تاثیر آن دچار آسیب گردیده و سودآوری را با مشکل مواجه می سازد؟  در پاسخ به این سوال باید به واقعیت رفتارهای سازمانی بپردازیم:

قانون کمترین ایستایی و مقاومت می گوید در یک محل تجاری بدون وجود بازتاب مشخص و روشن در خصوص تاثیر انواع رفتارهای موجود افراد معمولاً به علت ماهیت راحت آنها به انجام آسانترین فعالیت ها سوق پیدا می کنند.

به نظر می رسد بسیاری از کارمندان فرهیخته در چشم انداز سردرگم دنیای تجاری امروز ناامیدانه به تعبیر سنتی بهره وری رو کرده اند تا بتوانند ارزش و بهای خود را در محیط کار افزایش دهند. کارمندان فرهیخته ای که در مورد آنها بحث می کنم، تعمداً خود را بسیار مشغول نشان می دهند چرا که راه دیگری برای نشان دادن ارزش های خود پیدا نکرده اند. اجازه بدهید برای این گرایش کارمندان فرهیخته نامی انتخاب کنم.

مشغله نماینده بهره وری: به علت عدم وجود شاخصه های مشخص تعریف شده برای بهره وری و ارزشمندی، بسیاری از کارمندان فرهیخته و روشنفکر به دنبال شاخص صنعتی بهره وری به عقب بر می گردند که حاکی از مشغول نگه داشتن خود به شکلی است که در معرض دید همگانی باشند.

بازدهی و بهره وری در دنیای کسب و کار امروز باید به اولویت اول صاحبان کسب و کار تبدیل شود اما اینطور نیست. دلایل متعددی در بروز این تناقضات و عدم توجه به بهره وری وجود دارد که به طور خلاصه به آنها پرداخته ام. در میان آنها حقایقی وجود دارد که نشان می دهد انجام “کار عمیق ” با سختی های زیادی همراه است در حالیکه کار سطحی و کم اثر با سهولت بیشتری انجام می پذیرد. بعلاوه در غیاب اهداف صریح و روشن شغلی نمایش فعالیت دائم و پرمشغلگی موجب می شود تا کار “کم بازده” به منظور حفظ صیانت و بقای فرد جایگزین “فعالیت های پربازده” شود.

 

فصل سوم: اهمیت و ارزش “کار عمیق”

هرچند که ارتباط میان عمق و معنا به شفافیت و وضوح علم و دانش نیست اما این بدان معنا نیست که هیچ ارتباطی میان عمق و معنا وجود ندارد. در این فصل به این موضوع می پردازیم که احساس رضایت و خشنودی فرد در اثر بهره وری بیشتر به شفافیت و صراحتی است که میان دنیای اقتصاد اطلاعات و اقتصاد مهارتی وجود دارد.

“کار عمیق” درخور و مناسبت ترین فعالیتی است که به ایجاد “جریان ” اصطلاحی که برای اولین بار توسط روانشناس مشهور Mihaly Csikszentmihalyi به منظور توصیف جریان محدود سازی ذهنی، تمرکز و درگیر

کردن ذهن تنها بر یک فعالیت خاص بکار گرفته شده است –تمام کارکردهای فوق همه در جهت بازدهی بیشتر صورت می گیرند. همانطور که در ابتدای این مبحث به آن اشاره شد “به جریان انداختن” باعث ایجاد حس شادی می شود. با ترکیب دو ایده فوق به استدلالی قدرتمند در بحث روانشناسی به نفع “عمق و انتها” (بهره وری ) دست می یابیم. با چندین دهه مطالعه در این زمینه و انجام آزمایشات ESM (روش نمونه گیری) Csikszentmihalyi ثابت کرد که غرق شدن در کار و تمرکز ضمیر خودآگاه را در شرایطی قرار می دهد که احساس ارزشمندی و شایستگی را به درون زندگی افراد تزریق کند.

از این رو Dreyfus و Kelly “کار عمیق” را به کلید استخراج معنی و ارزشمندی از حرفه کاری افراد توصیف می کنند. با حفظ بهره وری در زندگی حرفه ای و بکار بستن آن در جهت پرورش مهارت های فردی در حقیقت تلاش می کنید تا دانش حرفه ای خود را از یک وضعیت سردرگم و اجباری به نقطه ای رضایت بخش و مثبت هدایت کنید- دروازه ای به سوی دنیایی پرفروغ و تجربیات شگفت انگیز.

 

بخش دوم: اصول و قوانین

قانون اول: سطحی کار نکنید

برای اینکه کار عمیق را به عادت روزانه خود تبدیل کنید باید فراتر از اهداف قبلی خود عمل کرده و امور عادی زندگی و تشریفات روزمره را به زندگی کاری خود وارد کنید، این قبیل فعالیت ها موجب به حداقل رساندن میزان نیروی اراده محدود موردنیاز برای انتقال از وظایف شغلی به فعالیت های عادی روزمره شده و باعث حفظ تمرکز می شوند. بنابراین اگر در اواسط یک بعد از ظهر پر سر و صدا و در حالیکه سرگرم وب گردی هستید بلافاصله تصمیم می گیرید به یک فعالیت کاری و نه روزمره طاقت فرسا بپردازید که انجام آن نیازمند برخورداری از مهارت و توانایی های خاص است در این صورت نیروی اراده محدود تان شما را مجبور می کند تا از فعالیت عادی روزمره اما جذاب وب گردی دست کشیده و به وظایف کاری خود بپردازید. اینگونه تلاش و کشمکش ها همواره با عدم موفقیت همراه است. به عبارت دیگر با بکارگیری هوشمندانه فعالیت های روزمره زندگی و انجام آنها در محیط کار –تعیین زمان خاص و محلی آرام برای انجام وظایف شغلی پربازده- به نیروی اراده کمتری برای بازگشت به وظایف شغلی نیازمند بوده و براحتی می توانید به مسیر اصلی خود باز گردید. بنابراین مجموع تلاش های صورت گرفته به منظور متمرکز بودن در درازمدت به موفقیت هر چه بیشتر فرد منجر می گردد.

برای استفاده بهینه از جلسات کاری به منظور حفظ و ایجاد تمرکز، فعالیت های روزمره را به شکل زیر به محیط کاری خود وارد و جزئیات آنها را به دقت مشخص کنید:

  • محل انجام کار و مدت زمان انجام کار. به منظور برخورداری از تمرکز بیشتر در صورت امکان در محل ساکت و آرامی مانند سالن کنفرانس یا کتابخانه بنشینید. اثرات مثبت و ثمربخش این کار فراتر از آن چیزی است که تصور می کنید.
  • نحوه انجام کار در زمان آغاز به کار. برای اینکه فعالیت های روزمره در جهت درستی ساماندهی شده و تلاش های صورت گرفته موثر و مفید باشند باید قوانین و فرایندهای خاصی را در نظر گرفته و از آنها تبعیت کنید. به عنوان مثال ممکن است بخواهید استفاده از اینترنت را ممنوع کنید یا به منظور حفظ تمرکز سیستم اندازه گیری را ایجاد کنید که در هر بیست دقیقه وقفه ای را ایجاد کرده و میزان تمرکز شما را اندازه گیری می کند.
  • نحوه پشتیبانی از وظایف کاری. برای اینکه مغز بتواند با حمایت های لازم در بالاترین سطح تمرکز قرار بگیرد فعالیت های روزمره باید به نحوی اطمینان لازم را ایجاد کنند. مثلاً به عنوان یک فعالیت روزمره ممکن است بخواهید کار خود را با نوشیدن یک فنجان قهوه خوب شروع کنید یا از دسترسی به غذای کافی و از نوع مناسب به منظور تامین انرژی اطمینان حاصل کنید و سرانجام اینکه با ترکیب تمرینات ورزشی سبک مانند پیاده روی افکار خود را در مسیر مشخص منظم کنید.

همکاری با دیگران در زمان مناسب یکی از مواردی است که به انجام “کار پربازده” می انجامد چرا که کیفیت نتایج حاصله را یک پله بالاتر می برد اما مواظب باشید که تعامل با دیگران به منظور افزایش بهره وری جنبه افراطی به خود نگرفته و شما را از مسیر درست منحرف نکند.

استراتژی فوق این طور استدلال می کند که برای رسیدن به بهره وری که برخلاف جهت تنبلی و سهل انگاری حرکت می کند باید آزادی معین و قابل توجهی از طرف مسائل کاری به زندگی روزانه تزریق شود.

دلیل اول: وقفه و استراحت بینابینی موجب افزایش فراست و درون بینی می شود. فراهم کردن زمانی برای استراحت خودآگاه ذهنی موجب می شود تا ضمیر ناخودآگاه شما به حفظ منابع اطلاعاتی از طریق پیچیده

ترین چالش های کاری بپردازد. بنابراین یک عادت خاموش شده لزوماً به معنای کاهش مقدار زمانی که به بهره وری و بازدهی اختصاص می دهید نیست بلکه به مفهوم انجام فعالیت های متنوع می باشد.

دلیل دوم: وقفه و استراحت بینابینی موجب کمک به احیای مجدد انرژی موردنیاز برای رسیدن به بهره وری بیشتر می شود. توجه به عنوان یک منبع محدود شناخته می شود. چنانچه تمام منابع را مصرف کنید به سختی می توانید تمرکز کنید. اگر کمی استراحت را برای فعالیت موردنظر در نظر بگیرید مکانیزم اصلی این فرضیه به احیای توانایی های شما در جهت متمرکز شدن در کار منجر می گردد.

دلیل سوم: فعالیتی که جایگزین  وقفه و استراحت میان دو فعالیت می شود از اهمیت زیادی برخوردار نیست. توانایی شما در رسیدن به بهره وری موردنظر و غوطه ور شدن در وظایف شغلی در یک روز خاص محدود می باشد. در صورتیکه از برنامه خاصی تبعیت می کنید (انواع استراتژی ها در مورد بهره وری در قانون چهار) باید میزان بهره وری خود را در طول فعالیت کاری افزایش دهید بنابراین تا پایان بعد از ظهر میزان بهره وری شما فراتر از حدی است که انتظار دارید. فعالیت هایی که بعد از پایان ساعت کاری نیز ادامه پیدا می کند به معنای عدم بهره وری کافی است و نمی تواند جایگاه شغلی شما را ارتقاء دهد. در عوض تلاش شما به جای بهره وری به انجام وظایف کم ارزش و بی اثر منتهی شده و انرژی شما را بیهوده هدر می دهد.

 

قانون دوم: پذیرش ملالت و دلزدگی

زمانی که مغز به وقفه های پیش آمده در هنگام نیاز عادت می کند به سختی می تواند عادت مزبور را حتی در صورت نیاز مبرم به تمرکز کنار بگذارد. به بیان دیگر شما می توانید لحظات و دقایق ملال آور و خسته کننده ای مانند به انتظار دوستان نشستن در رستوران یا در صف فرا رسیدن نوبت را با یک نگاه سریع به تلفن همراه هوشمندتان به لحظه ای کمتر خسته کننده تبدیل کنید، با این حال حتی اگر به طور منظم زمانی را به تمرین تمرکز می پردازید مغز شما دیگر آماده تمرکز و انجام کار عمیق نیست.

شما می توانید به جای اینکه زمان خود را با توجه به وقفه های گاه و بیگاه پیش آمده تنظیم کنید تا از تمرکز لازم بهره مند شوید طوری برنامه ریزی کنید که در هنگام تمرکز دقایقی را به استراحت ذهنی اختصاص دهید و

تسلیم شرایط پیش آمده شوید. پس از اینکه تمرکز لازم برای انجام کار عمیق بدست آمد باید ساختار ذهن خود را طوری طراحی کنید تا براحتی  با محرک های عدم تمرکز (وقفه ها) مقابله کند.

برای رسیدن به بهره وری مراقبه را تمرین کنید. هدف از انجام مراقبهِ سودمند انجام تمرین فیزیکی و نه ذهنی است. پیاده روی، رانندگی و دوش گرفتن همه تمرینات فیزیکی هستند که تمام توجه شما را به یک مشکل کاری

فردی و تعریف شده جلب می کنند. برحسب نوع حرفه کاری شما این مشکلات ممکن است نمای کلی یک مقاله کاری، نوشتن موضوع سخنرانی، جمع آوری اسناد و مدارک بیشتر و یا تلاش در جهت ارتقای استراتژی های کسب و کار باشند. در یک مراقبه آگاهانه باید تمام توجه خود را به مشکل موجود معطوف کنید. این نکته را هرگز فراموش نکنید که افزایش کیفیت مراقبه در تمام انواع آن به میزان تمرین شما بستگی دارد.  هر چه بیشتر مراقبه کنید کیفیت مراقبه را افزایش می دهید.

اولین عکس العمل ذهنی شما به محض شروع اولین جلسه مراقبهِ بهره وری به عنوان یک فرد مبتدی دسترسی به ایده های به ظاهر جالب توجهی است که هیچ ارتباطی با مشکل اصلی و کاری شما ندارند . هنگامی که در حین مراقبه متوجه می شوید که دیگر نمی توانید تمام توجه خود را به مسئله کاری پیش آمده معطوف کنید خود را به آرامی متقاعد کنید که ایده های جالب توجهی که هنگام مراقبه به سراغتان آمده باید موقتاً کنار گذاشته شوند و سپس دوباره بر روی مشکل کاری موجود متمرکز شوید.

 

قانون شماره سوم: عدم استفاده از شبکه های اجتماعی

از شما درخواست نمی کنم تا استفاده از اینترنت را به طور کلی فراموش کنید اما باید استفاده دائم و عادت گونه این قبیل ابزارهای برقراری ارتباط را متوقف کنید. پرورش و توسعه عادت های کاری عمیق به منظور بازدهی بیشتر شاید نیازمند پاگذاشتن به میدان مبارزه و نبرد باشد.

اگر شما هم یکی از آن کارمندان فرهیخته مخصوصاً آن دسته از کارمندان فرهیخته ای که به دنبال ساختن و پرورش عادت های کاری عمیق هستند می باشید باید به همان ابزارهای انتخابی مجهز باشید که دیگر کارمندان ماهر و باتجربه به آن مجهز هستند.

 استراتژی استاد کاران نسبت به انتخاب ابزار: ابتدا فاکتورهای اساسی تعیین کننده موفقیت و شادکامی در زندگی شخصی و کاری را شناسایی کنید. سپس تنها ابزاری را بکار بگیرید که نقاط مثبت آن به طور قابل ملاحظه ای بر نقاط منفی برتری دارد.

  • اعمال قانون کمِ حیاتی به عادت های اینترنتی. بر اساس قانون فوق در بسیاری از موارد 80% تاثیرات خاص تنها به علت 20% انگیزه احتمالی صورت می گیرد.
  • کنار گذاشتن شبکه های اجتماعی برای یک ماه. هرگز به صورت رسمی شبکه های اجتماعی که در آن عضویت دارید را کنار نگذارید و هرگز بیان نکنید که شما برای مدتی آنلاین نخواهید بود (خیلی مهم). تنها استفاده از آنها را متوقف کنید.

30 روز پس از انزوای خود خواسته از شبکه های اجتماعی در مورد هر یک از شبکه هایی که به صورت موقت کنار گذاشته اید دو سوال زیر را مطرح کنید:

  • در صورتیکه در سی روز گذشته همچنان از شبکه های اجتماعی موردنظر استفاده می کردم آیا وضعیت مشخصاً بهتری داشتم؟

آیا دوستان، خانواده و همکارانم در غیاب من عکس العمل خاصی نشان دادند؟ آیا غیبت من و عدم استفاده از شبکه های فوق کوچکترین اهمیتی برای آنها داشت؟

  • از اینترنت برای سرگرم کردن خود استفاده نکنید. چنانچه در طی ساعات بیداری خوراک ارزشمند و معنی داری را برای ذهن خود فراهم کنید در پایان روز احساس موفقیت و کامیابی می کنید، بعلاوه روز بعد سرحالتر بوده و با شادابی بیشتری در محل کار خود حاضر می شوید. ولی اگر به جای این کار اجازه دهید ذهن تان برای ساعت ها در دنیای نیمه هوشیار و سازمان نیافته وب گردی غوطه ور شود احساس ناامیدی و شکست در پایان روز به سراغ تان می آید.

به طور خلاصه باید گفت اگر در پی ریشه کن کردن تاثیر و کشش اعتیادآور سایت های تفریحی و اثرات مخرب آنها بر روی زمان و تمرکز خود هستید جایگزینی مناسبی را برای ذهن تان فراهم کنید، این کار نه تنها باعث می شود تا همچنان بتوانید در برابر وقفه های کاری مقاومت کنید و تمام حواس خود را به کاری که می کنید معطوف کنید بلکه شاید در این صورت برای اولین بار معنی زندگی و نه تنها حیات را با تمام وجود درک کنید.

 

قانون شماره چهارم: تصفیه کار سطحی

نسبت به انجام کار و وظایف سطحی و نه عمیق بدگمان باشید چرا که صدمات آنها اغلب نادیده گرفته شده و در مورد اهمیت آنها نیز زیاده روی های بسیاری صورت گرفته است. به هیچ وجه نمی توان از انجام امور و وظایف سطحی جلوگیری کرد اما می توان آنها را تا جایی محدود کرد که به توانایی شما در استفاده کامل از تلاش های سودمند و عمیق تر که نشان دهنده تاثیر کامل شماست آسیبی وارد ننمایند.

هر لحظه از زندگی خود را برنامه ریزی کنید. شاید بیان این جمله کمی اغراق آمیز باشد اما افرادی که از ترکیب دو فاکتور “برنامه ریزی یکپارچه و خواستن” تبعیت می کنند و خود را با برنامه های تعیین شده تطبیق داده یا در هنگام نیاز آنها را اصلاح می کنند بیشتر می توانند بینش خلاقانه خود را در مسیر موفقیت نسبت به کسانی که به صورت سنتی و در لحظه برنامه ریزی می کنند و زندگی روزمره آنها از قانون خاصی پیروی نمی کند بکار بگیرند. شما براحتی می توانید با انجام فعالیت هایی نظیر ایمیل زدن، شبکه های اجتماعی و وب گردی میزان بهره وری در زندگی خود را به پایین ترین سطح ممکن برسانید، هرچند این گونه فعالیت های سطحی در لحظه موردنظر رضایت شما را تامین می کنند اما از ویژگی منفی از بین بردن قوه خلاقیت نیز برخوردارند. قانون مندی و برنامه ریزی به عبارت دیگر موجب پدیدار شدن ایده های جدید شده و قدرت خلاقیت در شما را ارتقاء می دهند و از سوی دیگر شما را در مسیر کار عمیق بر سر فعالیت های چالش آور هدایت کرده و طوفان فکری به پا می کنند- یکی از انواع تعهد که موجب برانگیختن افکار نوآورانه می گردد.

میزان بازدهی هر فعالیت کاری را محاسبه کنید. یکی از مزایای برنامه ریزی روزانه محاسبه میزان زمانی است که به انجام فعالیت های سطحی اختصاص می دهید. هنگامی که متوجه می شوید در کدام مرحله کار عمیق روند منفی به خود گرفته و در سراشیبی سطحی شدن سقوط می کند زمان بیشتری را برای اولی (کار عمیق) در نظر بگیرید.

چند درصد از وقت شما باید صرف انجام فعالیت های سطحی و کم بازده شود؟ چنانچه تحت نظارت فرد دیگری کار می کنید (رئیس) با او در این مورد گفتگو کنید. ابتدا باید مفاهیم واژه های کار عمیق و سطحی را برای آن ها توضیح دهید. چنانچه فارغ از نظارت فردی به نام رئیس کار می کنید (برای خودتان کار می کنید) از خود بپرسید که چه مقدار زمان باید صرف فعالیت های سطحی گردد. در هر دو مورد به یک توافق خاص دست می یابید. مرحله بعد از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که از شما می خواهد تا بر اساس بودجه موجود برنامه ریزی کنید.

چنانچه وظایف شما در راس ساعت تنظیم شده مثلا در ساعت 5:30 دقیقه بعد از ظهر به پایان برسند به این کار “بهره روی تعهدات نسبت به برنامه های ثابت” گفته می شود که باید بر اساس اهداف محکم و استوار چیده شوند یعنی نباید دیرتر از زمان تعیین شده به پایان برسند و نیز باید بر پایه استراتژی های بهره وری استوار شوند.

 

  • افرادی که برای شما ایمیل ارسال می کنند را به کار بیشتر و پربازده ترغیب نمایید. قبول این باور که باید صرفنظر از محتوای هر یک از ایمیل های رسیده یا فرستنده تمام آنها را باز کرده و پاسخی درخور و مناسب برای فرستنده ارسال کنید کاملاً برخلاف معیارهای بهره وری و کار عمیق تلقی می شود. فیلتر کردن ایمیل فرستندگان گام جزئی اما سودمندی در جهت سر و سامان دادن بهتر به اوضاع کاری است. دست کم راه کار فیلترسازی می تواند در خدمت تعداد کثیری از کارآفرینان و نویسندگان، طراحان و صاحبان مشاغل آزاد و غیروابسته باشد که از دایره ارتباطاتی وسیعی برخوردارند و براحتی می توانند بر زمان و مکان ملاقات میان خود و طرف مقابل مدیریت کنند. اگر شما هم در چنین شرایطی قرار دارید می توانید از راه کار فیلترسازی به منظور کنترل زمان و تمرکز خود بهره بگیرید.

 

  • ارسال یا پاسخگویی به ایمیل های رسیده به شیوه پربازده. شما می توانید برای جلوگیری از اتلاف وقت به سرعت پاسخی را برای فرستنده آماده و ارسال کنید این کار موجب می شود تا با آرامش بیشتری به فعالیت های روزمره خود بپردازید چرا که این کار حاکی از توجه شما به فرستنده و مسئولیت پذیری در قبال پیام های دریافت شده است. در هر صورت این احساس آسودگی موقت می باشد چرا که شانه شما هیچوقت از بار مسئولیت پاسخدهی خالی نمی شود و این روند همچنان ادامه خواهد یافت و به نوعی زمان و توجه شما را از امور اساسی به خود معطوف می کند. بنابراین توصیه می کنم هنگامی که با پرسش های زیر مواجه می شوید لحظه ای تامل کنید و قبل از نوشتن به آنها فکر کنید:”پروژه ای که در این ایمیل به آن اشاره شده  از چه نوعی می باشد؟ موثرترین راه کار رسیدن به بهترین نتیجه ممکن چیست”؟

 

  • عدم پاسخدهی. همانطور که نویسنده نامی Tim Ferriss زمانی به آن اشاره کرد :”شرایطی را فراهم کنید که گاهی اوقات تجربیات نسبتاً تلخی را تجربه و این عادت را در زندگی گسترش دهید”، در غیر این صورت هرگز نمی توانید با توجه به فاکتور زمان به مقابله با چالش های بزرگ زندگی بپردازید. به گفته یکی از استادان MIT هنگامی که در می یابید به سرعت می توانید انتظارات خود را با توجه به ویژگیهایِ برقراریِ ارتباط که در اثر تکرار به عادت تبدیل شده اند تطبیق دهید به احساس آسایش و آسودگی دست می یابید. در حقیقت عدم پاسخگویی شما به پیامی که در نهایت عجله و شتاب نوشته شده است احتمالاً تاثیر چندانی در زندگی آنها نخواهد داشت. در صورت کنار آمدن با این قضیه در ادامه می توانید از مزیت های فوق العاده آن بهره مند شوید.

 

نتیجه گیری:

بدون شک برخورداری از زندگی پربازده و فراهم کردن شرایط آن از عهده همه ما برنمی آید. این عمل به سخت کوشی و تغییر چشمگیر عادت های روزمره نیازمند است. برای بسیاری از ما با ارسال سریع پیام های الکترونیک یا کار با شبکه های اجتماعی وانمود می کنیم تمام وقت ما صرف کار و کار و کار می شود در

حالیکه در تعریف کار مفید و پربازده این گونه فعالیت های مصنوعی پرمشغلگی باید کنار گذاشته شوند. بنابراین هرگونه تلاش شما در جهت تولید آن چیزی که از ظرفیت های آن برخوردارید به شکست می انجامد چرا که در حالیکه تلاش شما قابل تحسین است تصور می کنید هنوز در نقطه خوب قرار دارید.

اگر قصد دارید از کاملترین ظرفیت های ذهنی خود استفاده کنید تا بدین وسیله عناصر خلاقانه را در جهت کار پربازده و عمیق به خدمت بگیرید مانند افراد قبل از خود متوجه می شوید که کار عمیق کیفیت زندگی را در دو جنبه بهره وری و معنا بهبود می بخشد.

0
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

به گفتگو بپیوندید و نظر خود را با خوانندگان سایت و ما به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *