فرمول هفدهم: دیرتر قول بده و زودتر عمل کن

 

با تمام وجود اعتقاد دارم ، زیر بنای موفقیت،  فرهنگه.

اگه میخواین با یه خونواده وصلت کنین، به جای چشم چرونی به اندام دخترای اون خانواده، به فرهنگ اون خونواده توجه کنین.

اگه میخواین یه دوست جدید پیدا کنین، به فرهنگ آداب و رسوم اون فرد دقت کنین

میخواین وارد یه شرکت جدید بشین؟

گول ظاهر و ساختمونو لباسای مدیر عاملش رو نخورین، اول برین فرهنگ اون شرکت رو بشناسین.

اعتقاد قلبی و تجربه ی عملیاتی دارم، شرکتهایی که فرهنگ مثبت و درستی در محیطشون حاکمه، حتما موفق میشن، اگه امروز نشدن فردا حتما میشن.

۱ سال کامل روی فرهنگ کشورهای مختلف کار کردم و آداب و رسومشون رو به دقت بررسی کردم که امیدوارم به زودی به شکل کتاب بتونم در اختیار خوانندگانم بزارم.

توی تمام این فرهنگها، ازنظر کاری و اجتماعی فرهنگ کار آلمانیها و فرهنگ اجتماعی ژاپنیها رو خیلی دوست داشتم .

سعی کردم تو فرهنگ اجتماعی ژاپنیها رو تقلید کنم و تو فرهنگ کاری از آلمانیها یاد بگیرم.

وجه مشترک هر دو فرهنگ موفق شرق و غرب، درست قول دادن و پای قولشون موندنه.

در جلسات مختلفی که با آلمانیها و ژاپنیها داشتم، ۱ هفته قبل از جلسه کاملا مشخص بود که قراره در مورد چه موضوعی صحبت کنیم .

در جلسه هم اگر موضوع دیگه ای پیش میمومد و یا درخواست دیگه ای مطرح میشد، قبل از اینکه هر گونه مخالفت یا موافقتی اعلام کنن و یا کوچکترین امید و قولی بدن، درخواست زمان میکردن تا بتونن این خواسته رو بررسی و مطالعه کنن.

اگر کوچکترین شکی داشتن که ممکنه نتونن انجام بدن، خیلی واضح میگفتن نمیتونیم.

ولی اگه مطمأن بودن که میتونن انجام بدن، قول میدادن و تمام سعیشون رو میکردن تا طبق برنامه حرکت کنن.

۴ سال پیش با یکی از مدیران ارشد یکی از شرکتهای بزرگ ایرانی به سفری خارج از ایران رفتیم و جلسه ی مهمی در سطح وزیر داشتیم.

قرار بود در مورد یک پروژه ی مشخص صحبت کنیم. اما وقتی جلسه تموم شد، دیدم بیش از ۷ موضوع مهم در کمتر از ۱ ساعت مطرح شده و هر دو طرف به همدیگه قول داده بودن تا در کمتر از ۱ سال همه ی موضوعات رو عملیاتی کنن.

الان دقیقا ۴ سال و ۸ ماه و ۳ روز از اون جلسه میگذره، و هیچ کدوم از قول و قرارها که حتی به شکل موافقت نامه هم در اومد اجرایی نشد.

وقتی فرهنگ یک جامعه به جای تمرکز بر روی انجام تعهدات، بر روی امضای تعهدات متمرکز میشه، نتیجش میشه شرایطی که در حال حاضر با تمام وجودمون حس میکنیم.

به قول Bernard Baruch تاجر، سیاستمدار و سخنران معروف آمریکایی که سال ۱۹۶۵ میلادی از دنیا رفت:

Vote for the man who promises least; he’ll be the least disappointing.

به کسی رأی بده که کمتر از همه قول میده، چون باعث میشه کمتر نا امید بشیم.

من روی هم رفته حدود ۲۲ ساله ایران زندگی میکنم و متاسفانه اصلا یادم نمیاد که تا به امروز جلسه ای سر ساعت اعلام شده شروع شده باشه، مراسمی راس ساعت اعلام شده شروع و یا به اتمام برسه، بنایی خونه به موقع تموم شده باشه، محصول مورد نظر در تاریخ مورد نظر به دستم رسیده باشه، قرضی که دادم به موقع برگردونده شده باشه. هواپیما سر ساعت مقرر پرواز کنه، دوستم بدون تاخیر سر قرار اومده باشه، همکارانم و حتی کارمندانم کاری رو به موقع تحویل داده باشن!!!!

باور نمیکنید ولی این فرهنگ یه فاجعه به حساب میاد!

خوب چیکار کنیم؟

به قول بودا:

No one saves us but ourselves, No one can and no one may.

هیچ کس نمیتونه ما رو نجات بده الا خودمون.

هیچ کس نمیتونه و هیچ کس نخواهد کرد.

 

بیایید با خودمون شروع کنیم.

بیایید از همین الان این فرمول و شعار رو اجرا کنیم و اینقدر پا فشاری کنیم در اجراش که به جزیی از شخصیتمون تبدیل بشه.

Under Promise, Over Deliver

دیرتر قول بده، زودتر و بهتر عمل کن.

از همین الان تصمیم بگیر ، هیچ وقت قولی ندی که نمیتونی بهش عمل کنی.

میدونم که خیلی کار سختیه، ولی باور کن که میتونه سرنوشتت رو تغییر بده!

به قول Heraclitus یکی از فیلسوفان باستان که در ترکیه به دنیا اومد و در ترکیه هم از دنیا رفت:

Character is Fate.

شخصیت ،‌سرنوشته.

این جمله رو بارها و بارها با خودم مرور میکنم و با تمام وجود باور دارم که شخصیت من همون سرنوشت منه.

 اگه میخواین سرنوشتتون تغییر کنه، شخصیتتون رو تغییر بدید.

و اگه میخواین شخصیتتون رو تغییر بدین، چند تا کار باید انجام بدین که یکی از مهمترین کارها، همین فرموله.

تا وقتی مطمأن نیستید قول ندید.

برای اینکه این فرمول رو درست اجرا کنید و جزیی از شخصیتتون بشه ، بهترین روش اینه که دیرتر قول بدید Under Promise.

یعنی اگه میتونید یه کاری رو ۱ ساعته تموم کنید، قول ۲ ساعت رو بدید.

اگه میتونید ۳ روزه یه پروژه رو تموم کنید، قول ۴ روزه رو بدید.

اگه با ۲ نفر میتونید این کار رو انجام بدید، بگید ۳ نفر نیاز دارید.

اگه با ۱۰۰۰ تومن میتونید این سفر رو برنامه ریزی کنید قول ۱۲۰۰ تومن رو بدید.

خوب شاید بپرسید، بقیه ممکنه بخاطر عدم رعایت این فرمول برنده بشن و ما نتونیم رقابت کنیم.

نکته ی اصلی همینجاست. Over Deliver.

قول دادید ۲ ساعته کار رو تموم میکنید ولی ۱ ساعته تحویل بدید.

قول دادید ۴ روزه پروژه تموم میشه، ۳ روزه پروژه رو ارائه بدید.

قول دادید با ۳ نفر کار رو انجام بدید، با ۲ نفر انجام بدید و هزینه ای اون ۱ نفر رو برگردونید.

قول دادید هزینه ی سفر با ۱۲۰۰ تومن جمع میشه، با ۱۰۰۰ تومن جمع کنید و ۲۰۰ تومن رو برگردونید.

به قول Richard Branson بنیانگذار شرکتهای Virgin:

in a crowded market be the White knight.

در همهمه ی بازار ، شوالیه ی سفید باشید.

 

یعنی در جایی که همه مثل هم هستن و همه در حال بد قولی، شما متفاوت باشید و خوش قول.

دیر قول بدید، اما نه فقط سر قولتون بمونید بلکه زودتر از موعد و بهتر از انتظار تحویل بدید.

ممکنه اوایلش چند تا پروژه یا ترفیع رو هم از دست بدید، اما وقتی شخصیت شما شکل گرفت، اون موقع تازه اثراتش رو میبینید،

اگه این فرمول جزیی از شخصیتتون بشه، توی رقابتها، حتی اگه سایر رقباتون دست روی قرآن بزران، به ابالفضل قسم بخورن، گارانتی بانکی ارائه کنن،  بچشون رو کفن کنن و زمین و زمان رو بیارن وسط و در مقابل شما فقط با یه جمله ی ساده قول بدید، جمله ی ساده ای که از زبون شما بیرون اومده باشه، به تمام اون قسم ها و مقدسات ترجیح پیدا میکنه و حرف شما میشه محکم ترین سند، میشه اعتبار.

اکثر آدمها دوست دارن برای اینکه خیلی حرفه ای به نظر برسن سریعترین زمان رو قول بدن، ولی اکثرا اشتباه میکنن.

اگه میخواین موفقیت جزیی از شخصیتتون باشه، به جای اینکه تاثیر لحظه ای بزارید به دنبال تاثیر بلند مدت باشید.

اگر عادت دارید قولی بدید و همیشه موقع انجامش بهانه میارید و یا کمی دیرتر به قولتون عمل میکنید هم شخصیتتون رو تحقیر میکنید و اعتبارتون رو بین مردم از بین میبرید و هم دچار تضاد درونی میشید.

هر وقت قولی میدید و بهش نمیتونید عمل کنید ، ذهنتون مقدار ترشح Dopamine  رو کاهش میده که باعث ناراحتی درونی و از بین رفتن شادی شما میشه و هر وقت به قولتون عمل میکنید باز ذهنتون ناخود آگاه ترشح Dopamine رو افزایش میده که باعث نشاط و شادی بیشتر درونی شما میشه.

دانشمندان دانشگاه آمستردام هلند در یک آزمایش متوجه شدن، اگر به قولتون عمل کنید، شخص محبوب و خوش قولی به حساب میایید. همین.

ولی اگه بد قولی کنید، نه فقط شخص بد قول و غیر قابل اعتمادی به حساب میایید بلکه کسی که نسبت به اون بد قولی کردید،‌همیشه دنبال تلافی کردنه و این موضوع ممکنه برای سالها تو ذهن طرف بمونه و هر وقت بتونه کاری انجام بده که باعث تلافی کردن این بد قولیتون بشه ، حتما انجام میده!

 

پس تا میتونید قبل از قول دادن خوب فکر کنید و برنامه ها و توانمندیهاتون رو چک کنید. وقتی مطمأن شدید که میتونید در تاریخ مشخصی کار رو تموم کنید، یکم بیشتر برای خودتون زمان بخرید تا بتونید هم کار رو زودتر از موعدی که قول دادید تحویل بدید و اگر هم به هر دلیلی مشکلی پیش اومد، بتونید از این زمان اضافی برای خوش قول موندنتون استفاده کنید.

البته تو زندگی های امروزه که خیلی از مسایل دست به دست هم میده تا نتونیم طبق برنامه پیش بریم ، ممکنه حتی بعد از تمام حساب کتابهامون بازم نتونیم قولی که دادیم رو سر موقع عمل کنیم، در این صورت توصیه ی من اینه که حتما با کسی که قول دادید، تلفنی و یا ایمیلی صحبت کنید.

به هیچ وجه بهانه های الکی نیارید و دروغ نگید، بلکه کاملا واقعی براش توضیح بدید که چرا با وجود تمام تلاشتون نمیتونید پای قولتون بایستید،‌ ازش صادقانه معذرت خواهی کنید و قبل از رسیدن موعد انجام قول، پیشنهاد بدید که چطور میتونید کارتون رو به نحو احسن تحویل بدید.

مراقب شخصیتتون باشید و به این راحتی با دروغ گفتن و بهانه تراشی شخصیتتون که در واقع سرنوشت زندگیتونه رو تحقیر نکنید.

پیامبر بزرگوار اسلام هیچ وقت قولی ندادن که نتونن بهش عمل کنن.

یه داستان از خوش قولی و وفای به عهد پیامبر خوندم و همین الان که دارم مینویسم آه سرد عمیقی از ته دلم کشیدم که ما کجا و پیامبرمون کجا.

سدید الدین محمد عوفی از علمای به نام قرن ششم و هفتم هجری کتابی داره به نام جوامع الحکایات و لوامع الروایات که داستانهای تاریخی روح نوازی داره.

در یکی از این داستانهای تاریخی قصه ای از پیامبر نقل میکنه که میتونه مجسمه ی این فرمول باشه:

میگه، در یکی از روزها که رسول خدا برای ادای نماز جماعت به سمت مسجد میرفته، چند تا بچه در حال بازی کردن بودن.

با دیدن پیامبر به سمت پیامبر میرن و ازشون درخواست میکنن که با اونها بازی کنه ، پبامبر هم قبول میکنه ( قول میده) .

بچه ها به پیامبر میگن: کن جملی، یعنی شتر من باش.

و پیامبر هم بچه ها رو میزاره روی گردنش و اونها روی گردن پیامبر سواری میکنن.

بلال حبشی که نگران دیر اومدن پیامبر بوده ، میاد دنبال پیامبر و میبینه پیامبر داره با بچه ها بازی میکنه.

به رسول خدا میگه: آقا جان مردم در مسجد منتظر اقامه ی نماز هستن و شما مشغول بازی با بچه ها.

پیامبر میفرمایند به بچه ها قول دادم شترشان باشم و برای من دیر شدن نماز جماعت بهتر از ناراحتی کودکان و بد قولی من است!!!

سپس به بلال فرمودن: به خانه ی من برو، چند گردو بیاور .

بلال با چند تا گردو بر میگرده و به رسول خدا میده.

رسول خدا گردوها رو در مقابل بچه ها میزارن و میپرسن:

آیا شترتان را به این گردوها میفروشید؟

بچه ها هم قبول میکنن و پیامبر به سمت مسجد تشریف میبرن!

از پبامبرمون یاد بگیریم و حتی اگه به بچه هامون هم قول میدیم، عمل کنیم.

قولهای ما شخصیت ما رو میسازه و شخصیت ما ، سرنوشت ما رو.

 

اگه دوست دارید مقاله های منو به محض آماده شدن مستقیم تو ایمیلتون مطالعه کنید، ایمیلتون رو به آدرس mhb@safeer.biz ارسال کنید. نام و نام خانوادگیتون رو هم بنویسید تا نوشته ها برای شما هم به صورت اختصاصی ایمیل بشه.

9+
15 پاسخ
  1. Mohade3.j می گوید:

    مثل همیشه عالی 👏👏👏👏👏
    من زیاد اهل قول دادن نیستم اما از بدقولی دیگران واقعا اذیت میشم اما واقعا چه خوبه که همه عمل کنن
    و دیرتر قول بدند و زودتر عمل کنند
    مثالی که راجب پیامبر زدین واقعاا عالی بود
    من روز به روز مشتاق تر میشم که شبیه شما بشم .

    1+
    پاسخ
  2. behzad می گوید:

    سلام
    ممنون از شما بابت مقاله زیبا تون بسیار لذت بردم ، مثل همیشه عالی 💐🙏🏻
    به نظرم بنده در واقعیت ادم خوش قولی نبودم مخصوصا برای دوستان نزدیکم چرا که همیشه بخاطر اینکه احساس میکردم چون بهشون نزدیک ام اونا رو در الویت قرار ندادم و به کار بیشتر توجه داشتم و ناخواسته باعث ناراحتیشون میشدم و خودم هم متوجه عواقبش نبودم و رفته رفته همین امر باعث بیشتر شدنشون شد. یه مدت بین شون بدقول بودم و حالا که مقاله تون و خوندم میبینم اشتباه بزرگی کردم چون یه سری از نزدیک ترین دوستانم و بابت این قضیه از دست دادم . با این دیدگاه که میبینم
    امیدوارم بتونم خودم و بیشتر اصلاح کنم و از این فرمول بیشتر استفاده کنم .
    به نظر بنده هم ، دوستان و خانواده قبل از تجارت قرار دارن و واسه اینکه ادم خوش قولی باشیم باید از این نقطه شروع کرد.

    0
    پاسخ
    • محمدحسین باقری
      محمدحسین باقری می گوید:

      سلام.

      کاملا درسته.

      اول باید تو خانواده و نزدیکانت ثابت کنی که خوش قولی.
      اگه قراره خوش قولی جزیی از شخصیتت باشه، باید همه جا خوش قول باشی.

      0
      پاسخ
  3. ميلاد می گوید:

    چه جمله ساده و پرمعنايي! زيربناي موفقيت، فرهنگه!👌🏻
    علت تمام موفقيت ها و شكست هامون در فرهنگ شخصي و اجتماعي مون نهفته هست…
    ترجيح ميدم در همين حد كامنت بذارم چون تمام مقاله و تمام جملات كه اشاره كرديد مثبت، تاثيرگذار و كاربردي بود ولي جمله اول روي من تاثير زيادتر گذاشت🙌🏻
    تندرست باشيد💐🙏🏻

    0
    پاسخ
  4. مینا می گوید:

    وقت بخیر
    چند ماهی هست که برای تحویل کار دچار مشکل شدم … قبلا سفارش هایی که میگرفتم رو تحویل میدادم، مدتیه خستگی و اشفتگی درونی باعث میشه از میانگین ۸ ساعتی که توی کارگاه مشغولم ، حتی به اندازه ی ۲ ساعت قدیمم کار مفید نداشته باشم…
    حتی این ترفندی که میگه موقع کار فقط روی کار کردن تمرکز کنم هم جواب نداد.. گفتنش اسون بود برام .. اما عمل کردنش …..😟
    و واقعا نمیدونم چطور مثل اوایل بتونم کار کنم !؟
    توی برنامه های فردیمم ( مثل برنامه ریزی برای یادگیری زبان توی خونه یا اینکه خودمو برای ادامه تحصیل اماده کنم ) همین مشکل رو دارم متاسفانه
    نمیدونم چی عوض شده !؟
    توی مقاله تون راهکار بود .. ولی نمیدونم چطور اجراش کنم!!؟؟
    لازمه بازم و بازم بخونمش…….
    سپاس

    0
    پاسخ
    • محمدحسین باقری
      محمدحسین باقری می گوید:

      سلام بانو
      ذهنیتت عوض شده.
      هیچی دیگه عوض نشده.
      یادت باشه که هرج و مرج توی دنیاست و نه توی ذهن تو. اگه بتونی این مسله رو درک کنی، میتونی پریشانی ذهنت رو دور کنی و باز مثل قبل که حتی بهتر با تمرکز کارتو پیش ببری.

      وای به روزی که بیجهت توی ذهنت آشوب و پریشانی میسازی.
      ذهن خیلی ساده لوحه، به راحتی میتونی پریشونش کنی و همچنین آرامش کنی.
      به هرج و مرجای اطرافت توجه نکن و سفت بچسب به کاری که باید انجام بدی UnderThink – Over Act.

      ذهنت رو آرووم نگه دار.

      1+
      پاسخ
  5. سما می گوید:

    لذت بردم سپاسگزارم
    امیدوارم زودتر کتابی رو که قصد چاپشو دارین به دست ما برسه ، مدتهاست که دنبال چنین کتابی هستم

    0
    پاسخ
  6. امید شریفی پور می گوید:

    سلام.
    مثل همیشه عالی بود ولی دکتر جان تو این مملکت اگه بخوای شفاف بگی من فلان کار رو مثلا تو 5 رو واقعی انجام میدم یه نفر دیگه با بدترین کیفیت هم اجرت کار و هم زمان کار رو کمتر میگیره و خود به خود عقب میفتی
    پس خیلی وقتا مجبوری

    0
    پاسخ
    • محمد حسين باقري
      محمد حسين باقري می گوید:

      سلام و سپاس.
      جواب اين شائبه رو تو خود مقاله دادم.
      خودت ميگي بدترين كيفيت! تمامه.
      فرق شما با بقيه بايد توي همين ١ بار باشه.
      اتفاقا بهتره قبلش حتما يه همچين كساني برنده بشن تا تفاوتهاتون مشخص بشه.
      نگران كار هم نباش.
      اگه تو حرفه اي باشي، حرفه اي رفتار كني و حرفت اعتبار باشه، دنيا دنيا كار وجود داره و روز به روز بيشتر هم ميشه.
      يادت نره مرد به كار نيست، كار به مرده.

      0
      پاسخ
  7. مجید می گوید:

    سلام استاد باقری
    دیر شروع شدن برنامه ها که کلا رسم شده . برگزار کننده ها نیم ساعت خودشون در نظر میگیرن تا مردم بیان جمع بشن .
    خیلی جالبه که آدم مثلا بره همایش موفقیت و برنامه با نیم ساعت تاخیر شروع بشه .
    وقتی هم اعتراض می کنیم میگن در واقع برنامه نیم ساعت دیگه است زودتر زدیم که مردم بیان
    یعنی زمان اون کسانی که به هر زحمتی شده راس ساعت خودشونو رسوندن هیچ ارزشی نداره

    به نظرم اگه برگزار کننده ها راس ساعت شروع کنند شرکت کننده ها هم بعد از مدتی میفهمند که تاخیر براشون گران تمام میشه

    0
    پاسخ
  8. معین می گوید:

    سلام استاد باقری
    متن بسیار عالی و کاربردی
    فقط از ابتدای متن کمی دلگیر شدم
    موفق و پیروز باشید

    1+
    پاسخ
  9. سعید می گوید:

    سلام.جناب باقری ما رو با این سیستم خراب تنها نذارید.انشاالله که اصلاح میشه.مطالب شما هم قطعا تاثیر گذار خواهد بود.

    1+
    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

به گفتگو بپیوندید و نظر خود را با خوانندگان سایت و ما به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *