ابله میمونم!

 

دو تا صفت شیطان رو دوست دارم.

یکیش پشتکاره و دومیش زرنگی.

شیطان ۶ هزار سال خدا رو عبادت کرد و یکی از فرشتگان مقرب درگاه خداوند بود.

وقتی از درگاه خداوند رونده شد، گفت: خدایا، حالا که قراره منو از رحمت خودت دور کنی،‌پس تا انتهای زمان و زمین به من فرصت بده تا بتونم تعداد بیشتری از بندگانت رو گمراه کنم.

 از همون لحظه تا به امروز حتی یک لحظه هم استراحت نمیکنه و از آدم ابوالبشر تا آخرین انسان روی کره ی زمین هیچ وقت امیدش رو از دست نمیده و همیشه تلاش میکنه.

همین الان که دارم این متن رو مینویسم نمیدونم، کنترل فکرم دست شیطونه یا خدا!!

درکنار هر نوزادی که به دنیا میاد نور تازه ای از امید تو وجودش روشن میشه، و در کنار هر کسی که آخرین نفسش رو میکشه باز هم تلاش میکنه تا اون شخص رنگ سعادت رو نبینه.

بعضی وقتها فکر میکنم شیطان نزدیکترین شخص به خداست.

اینقدر تلاش کرده و پشتکار داشته که هر جا اسم خدا هست اسم شیطان هم در کنارش قرار میگیره و خدای بدون شیطان برای خیلی از انسانها مفهمومی نداره!

به تنهایی وجود خدا رو به چالش میکشه!

راستش من هر چی فکر کردم و گشتم، الگویی بهتر از شیطان برای پشتکارم پیدا نکردم.

سعی میکنم هر برنامه ای دارم،‌از خدا بخوام بهم فرصت بده و اجازه بده تا بتونم با تمام توان اون کار رو به بهترین نحو ممکن پیش ببرم!

به قول Joes Bergamin: نویسنده شهیر اسپانیایی

To light one candle to God and another to the Devil is the principle of wisdom.

 

روشن کردن یک شمع برای خدا و یک شمع برای شیطان اساس خردمندیه!

اشتباه برداشت نکنید، من شیطان پرست نیستم و همیشه همه ی کارهامو با گفتن اعوذبالله من الشیطان الرجیم شروع میکنم.

پناه میبرم به خداوند از شر شیطان رانده شده!

ولی من یاد گرفتم از هر کسی که میبینم یه چیز یاد بگیرم ، حتی از شیطان!

وقتی به پشتکار شیطان فکر میکنم انرژی مثبت میگیرم و فکر نمیکنم الگویی بهتر از شیطان در پشتکار و تلاش وجود داشته باشه.

شما اگه سراغ دارین به منم نشون بدید.

 

دومین صفت شیطان زرنگ بودن شیطانه!

شیطان همیشه موجود زرنگی بوده و هیچ وقت چشم بسته چیزی رو قبول نکرده!

بزارید قبل از توضیح زرنگی شیطان، یه خاطره از خودم بگم:

من معمولا رستورانهای خاصی میرم و کمتر پیش میاد که رستوران و کافه ها و هتلهایی که میرم رو عوض کنم.

یکی از دوستانم یه بار با من اومد به رستوران و کافه ای که معمولا میرم.

میثم مثل همیشه، تا منو دید ، اومد جلو روبوسی کرد و خیلی گرم تحویل گرفت.

تا نشستیم ، قلیون انگور و نعنا رو آماده کرد و ۵ دقیقه بعدش هم دمنوش زنجبیل طلایی رنگ همیشگی رو توی قوری شیشه ای آورد و خیلی با حوصله و محبت سرو کرد.

قلیونمون رو چاق کرد و هر ۵ دقیقه ۱ بار هم میومد تا بهمون سر بزنه.

چند باری هم جلوی دوستم کلی از من تعریف کرد و همه ی هندونه هایی که تو انباری رستوران پیدا میشد رو جا کرد زیر بغلم!

بعد از حدود ۱ ساعت از میثم خواستم صورتحسابو بیاره که با کلی تعارف و قسم ،اصرار داشت که مهمونش باشیم.

با اصرار بیشتر من، رفت و صورتحساب رو آورد.

منم پرداخت کردم، و وقت خدا حافظی که بهم دست داد مثل همیشه یه ۱۰ هزار تومنی که لای دستم پنهان کرده بودم رو گذاشتم تو دستش و خداحافظی کردم.

وقتی از رستوران اومدیم بیرون، دوستم ازم پرسید: حسین! تو چیکار کردی با اینا که اینقدر تحویلت میگیرن؟

چقدر بهشون محبت کردی مگه؟

با صدای بلند خندیدم و گفتم: هر کسی میاد تو این رستوران معمولا به اینا محبت میکنه ولی میدونی چرا منو اینقدر تحویل میگیرن؟

گفت : نه

گفتم: چون من یه ابلهم.

اول فکر کرد مسخرش میکنم ولی وقتی دید من خیل جدی گفتم ، پرسید: یعنی چی؟

گفتم: ببین، اکثر مشتریایی که میان تو این رستوران وقتی میخوان سفارش بدن، اول قیمتها رو چک میکنن.

وقتی میخوان حساب کنن صورتحساب و از بالا تا پایین چند بار نگاه میکنن و بعضی وقتها هم جمع میزنن تا مطمأن بشن مبلغ نوشته شده درسته.

بعضیهاشون هم چونه میزنن که آب معدنی رو چرا ۱۶۰۰ تومن حساب کرده،؟ چرا ارزش افزوده رو از مشتری میگیره؟ چرا قلیونش اینقدر گرونه و از این حرفا.

دوستم با دقت به حرفام گوش میداد و حتی احساس کردم پلک نمیزنه!

گفتم: ولی من هیچ وقت منو رو نگاه نکردم، روزی که اومدم گفتم : هر چی که فکر میکنی از همه بهتره برام بیار. وقتی هم صورتحساب رو میاورد هیچ وقت چک نکردم پولش چقدر میشه، ارزش افزوده رو چند درصد در نظر گرفته، قیمت چای زنجبیلیش چنده؟ آب معدنی رو چند میزنه .

کارتمو میدادم و رمزم رو هم که میدونست.

چه قلیونی که آماده میکنه خوب باشه، چه بد ، چه چای زنجبیلش مونده باشه چه تازه، چه هر دقیقه به من سر بزنه چه نزنه، من هیچ وقت ۱۰تومنش رو ۵ تومن نکردم و همیشه ۱۰تومن انعام دادم.

اینا منو دوس دارن چون من یه ابله واقعیم.

چون آدم زرنگ سرش تو حساب کتابه، حواسشو جمع میکنه که سرش کلاه نره، پول اضافه ازش نگیرن. اگه سرویس و خدماتشون بد باشه، نه فقط انعام نمیده،‌کلی هم قر میزنه سر گارسون.

 

ولی  کاسب جماعت همیشه دنبال مشتری ابله میگرده،‌ مشتری که به این چیزای کوچولو موچولو گیر نده ،‌ و هر چقدر تو فاکتور نوشته شده پرداخت کنه و آخرش هم یه انعامی به کارمنداش بده تا کارمنداش رو راضی نگه داره و خودش هزینه ی کمتری پرداخت کنه.

بهش گفتم: فکر نکنی فقط اینجا اینجوریه.

باور کن هر جا رو نگاه کنی همینه.

تو زندگی هم،  ما پدر مادرهایی که سرشون تو حساب کتاب باشه و مو رو از ماست بکشن دوست نداریم ولی اگه پدر و مادرمون ابله باشن و هر چی گفتیم وخواستیم برامون تهیه کنن،‌اونا بهترینن و عاشقشون میشیم.

دوستیامونم همینطوره.

کافیه با دوستات حساب کتاب داشته باشی ،‌حواست به همه چی باشه. اونوقت بعد یه مدت میبینی هیچ دوستی برات باقی نمیمونه.

ولی اگه ابله باشی و همیشه ازت سو استفاده کنن،  کلی دوست و رفیق پیدا میکنی.

همسرامونم عاشق بلاهتمون شدن، اگه با اونا هم مثل بقیه به حساب و کتاب رفتار کنی، نفرت پیدا میکنن ازمون!

خصوصیت دوم شیطان هم همینه.

شیطان هیچ وقت موجود ابلهی نبوده، و همیشه زرنگ بوده.

حتی وقتی خدا به همه ی ملائکه دستور داد تا به آدم سجده کنن.

شیطان زرنگی کرد و اعتراض کرد:

خدایا من از آتیشم، این آدم از خاکه،‌من ۶ هزار سال عبادت کردم، کلی سیستم و بارگاه تو رو بیشتر و بهتر از این آدم میشناسم،‌من چرا باید به همچین موجود ضعیفی سجده کنم؟

زرنگی شیطون کار داد دستش و خدا از خودش دورش کرد و از رحمت خودش محرومش کرد!

ولی شیطون باز هم زرنگی کرد و گفت: اگه قراره من از رحمتت محروم بشم، چرا تنها محروم بشم؟

تمام تلاشمو میکنم تا اکثر بنده هات رو هم از رحمتت محروم کنم.

من روزی که فهمیدم انسانها و حتی خدای انسانها آدمهای زرنگ رو دوست ندارن، ترجیح دادم ابله بشم و زرنگ بازی در نیارم.

یه حدیث از پیغمبر داریم که البته من مطمأن نیستم این حدیث درست باشه یا نه ،‌ولی خوب تو اکثر کتب حدیث موجوده:

مسعدة بن صدقه از امام صادق(ع) از پدرانش نقل کرده که پیامبر فرمود:

دخلت الجنة فرأیت أکثر أهلها البله.

در بهشت اکثر بهشتیان را ابله یافتم.

البته کتب تفسیر و حتی احادیث دیگری هم وجود داره که این کلمه ی ابله  رو توضیح میده و منظور از ابله کسیه که  در صدد آزار مردم نیست.

ولی من دیشب مطمأن شدم بهشت واقعا جای آدمهای ابله  و نه جای آدمهای زرنگ.

دیشب پدر و مادرم بعد از ۷ ماه از پاکستان اومدن.

با خوشحالی رفتم فرودگاه و آوردمشون خونه و کلی هم خوشحال بودم که میدیدمشون.

شب قبل از شام،‌ سر یه موضوعی با مادرم اختلاف نظر پیدا کردم.

یه لحظه این صفت دوم شیطان اومد سراغم و فکر کردم آدم زرنگیم و خیلی حالیم میشه، با تمام توان و دلایلی که داشتم نظر مادرم رو محکوم کردم و نظر خودم رو ثابت کردم.

ولی حواسم نبود که این زرنگی من دل مادرم رو ممکنه درد بیاره و یا حتی اشک از چشماش سرازیر بشه.

شاید یه لحظه یاد جمله ی نادر ابراهیمی تو کتاب یک عاشقانه ی آرام افتادم که میگفت:

نگفتن ،‌همان دروغ گفتن است،‌قدری کثیف تر!

برای همین ترجیح دادم مطلبی که شاید مادرم دوست نداشت بشنوه رو بگم و با نگفتنش کار کثیف تر رو انجام ندم.

اما با اشکی که مادرم ریخت فهمیدم،  مادر من هم مثل همه ی آدمهای دیگه از آدم زرنگ خوشش نمیاد.

حتی اگه اون آدم زرنگ بچش باشه.

مادر منم ترجیح میده، بچش یه ابله بمونه و تمام فرضیه های قدیمی اون رو هر چقدر هم که اشتباه و بی حساب کتاب باشه، چشم بسته قبول کنه.

دیشب فهمیدم، اگه بهشت زیر پای مادراست،‌ و مادر من ترجیح میده من بجای اینکه زرنگ باشم، یه ابله باشم خوب پس این حدیث هم درسته .

چون همه ی اهل بهشت تا ابد زیر پای مادراشون زندگی میکنن و مادرامون بچه هایی رو دوس دارن که ابله باشن.

دست مادرم رو بوسیدم و کلی عذر خواهی کردم که چرا فکر کردم میتونم زرنگ باشم و به خودم قول دادم همیشه ابله بمونم.

دلم برای شیطون و صفت دومش میسوزه!

کاش شیطون هم ابله بود.

 

اگه دوست دارید مقاله های منو به محض آماده شدن مستقیم تو ایمیلتون مطالعه کنید، ایمیلتون رو به آدرس mhb@safeer.biz ارسال کنید. نام و نام خانوادگیتون رو هم بنویسید تا نوشته ها برای شما هم به صورت اختصاصی ایمیل بشه.

7+
16 پاسخ
  1. Mohade3.j می گوید:

    چه جالب .
    ابله بودن من یک جایی به درد خورد 😂😂
    تا به حال به شیطان فکر هم نکرده بودم چه خوب که فکرتون همه جا کار میکنه👏👏👏👏👏

    0
    پاسخ
  2. مجید می گوید:

    سلام استاد باقری
    درست می فرمایید وقتی دقت می کنیم می بینیم که آدما هر چی آمای بزرگتری میشن یاد میگیرن که کجاها ابله باشن و زرنگی شون رو به رخ طرف نکشند . بسیار مدیران را دیدم که به راحتی متوجه تخلف کارمندشون شدند اما از خودشون ابلهی نشون دادن و بزرگواری کردن و ندیدن
    چون نگاهشون به یک تصویر بزرگتر بود و نمی خواستند که اون کارمند رو نابود کنند
    و انگار این بلاحت به ثروت هم ربط داره . کسانی که از رستوران های لوکس و هتل های مجلل استفاده می کنن از بلاحت خوبی برخوردارند چون جزئیات صورتحساب براشون مهم نیست فقط لذت می برند . و کسی که از ثروت بی بهره است در یک فلافل فروشی زرنگی خود را به رخ بکشد

    ابله باشیم باشد که ثروتمند شویم

    0
    پاسخ
    • محمدحسین باقری
      محمدحسین باقری می گوید:

      سلام مجید جان،

      مطمأن نیستم که اول باید ابله باشیم تا ثروتمند بشیم یا اول باید ثروتمند باشیم تا ابله باشیم.

      0
      پاسخ
  3. ميلاد می گوید:

    مقاله امروز از نظر من چالشي بود. ذهن رو درگير ميكنه بيشتر فكر كنم رو چيزايي كه فكر نميكردم ساده ازشون گذشتم. اشك هاي سرخ خيلي دردناك تر شده
    من اين قسمت مقاله رو واقعا دوست داشتم:
    نگفتن، همان دروغ گفتن است، قدري كثيف تر!
    درد اين جمله تاثيرگذارش ميكنه…

    1+
    پاسخ
  4. اسماء دخترک قناد می گوید:

    مقاله امروز رو چندبار خوندم و خیلی ذهنمو درگیر کرده! مفهوم زرنگ بودن با معنای مثبتش که باعث پیشرفت بشه باز هم بده؟تا کجای زندگی باید ابله بود؟اصلا میشه ابله بودن رو مثبت دید؟احساس میکنم تعاریف زرنگی و ابله بودن رو برای خودم تغییر بدم و از نو معنی کنم.

    0
    پاسخ
    • محمدحسین باقری
      محمدحسین باقری می گوید:

      سلام دخترک قناد
      خوشحالم که نوشته ی من ارزش چند بار وقت شما رو داشته.
      ولی یه چیزی یادت باشه،‌ من بعضی نوشته ها رو فقط بر اساس برداشت خودم مینویسم و تلاش میکنم تا خواننده ی من به این موضوعات فکر کنه و نباید حتما با من موافق باشه یا به حرفای من عمل کنه. همین که به این مسایل فکر کنه خودش خیلیه.

      من دنبال شکل دادن به ذهنیتتون نیستم، فقط میخوام ذهنتون بزرگتر بشه ،‌بزرگتر ببینه و بزرگتر فکر کنه

      1+
      پاسخ
      • اسماء دخترک قناد می گوید:

        قطعا همینطور و هر کسی برداشت خودشو داره،،، و البته که این نوشته باعث شد بیشتر به واژه هایی که هر روز خیلی راحت از کنارشون رد میشیم،دقت کنم! و یاد گرفتم هر واژه ایی که در ظاهر بار منفی داره لزوما منفی نیست مثل همین ابله بودن!و همچنین برعکس

        0
        پاسخ
  5. مهدیه می گوید:

    نوشتین شیطان به تنهایی وجود خدارو به چالش میکشه( برای بعضی از آدم ها) /

    به نظرم شیطان فقط به این کار وانمود می کنه که می تونه خدارو یا وجود خدارو به چالش بکشه و شاید این رو خودش هم ندونه و از این بابت شاید از اون ابله هایی که میرن بهشت هم ابله تر باشه

    درسته که شیطان تلاش میکنه و شاید از بابتی تحسین برانگیز باشه/ ولی موجودی که موجب دل سوزی شما میشه شاید خیلی درست نباشه که الگوی شما باشه

    خوشحالم که نوشته های شما رو می خونم
    با سپاس
    مهدیه. م

    0
    پاسخ
    • محمدحسین باقری
      محمدحسین باقری می گوید:

      مرسی مهدیه بانو

      منم خیلی خوشحالم که نوشته های منو میخونید و پیگیری میکنید.
      بابت کامنتتون هم سپاسگزارم.
      شیطان خیلی موجود عجیبیه و من هر چند نمیشناسمش ولی احساس میکنم خیلی بهش سخت گرفته شده و شاید هم چون خیلی مقرب بوده این همه عذاب میکشه
      نمیدونم.

      ولی به قول“Every man I meet is my master in some point, and in that I learn of him.” —Ralph Waldo Emerson

      هر کسی رو که میبینم در یه چیزی به عنوان استاد من میتنونه باشه و من میتونم ازش چیزی یاد بگیرم.

      پس شیطان میتونه یه استاد تمام عیار در لجبازی و تلاش باشه و چرا ازش یاد نگیرم؟

      1+
      پاسخ
  6. یاس می گوید:

    موافقم.منم از وقتی خودمو به ابلهی زدم زندگی خیلی آرومتر و دوستان بیشتری دارم.عاشق آرامش امروزمم

    0
    پاسخ
  7. بهار می گوید:

    سلام بر استاد باقری
    از اینکه تفکراتتان را به رشته تحریر در می آورید ومارا در این حظ معنوی شریک می کنید .بسیار سپاس گزارم .بهار .ع

    0
    پاسخ
  8. بهار می گوید:

    سلام بر استاد باقری
    از اینکه تفکراتتان را به رشته تحریر در می آورید ومارا با دیدگاه های مختلف آشنا می کنید .بسیار سپاس گزارم .بهار .ع

    0
    پاسخ
  9. شهناز غفاری می گوید:

    سلام نکته بینی شما بسیار عالی است .

    ابله بودن برای من نکته جالبی نیست چون من زمانی که بقول مسیح مثل مار هوشیار باشم و مثل کبوتر معصوم علیرغم اینکه می دونم بعضی جاها حق بامن است اما بخاطرحرمت پدرومادریادوست سکوت می کنم و بعضی جاها چیزی نمی گم و بعضی جاهاچشمپوشی می کنم اینا صفت های نیک الهی وجودماست چون ما باهوشیاری و زرنگی آگاه هستیم اما با تواضع و فروتنی چشم پوشی می کنیم.
    اما قطعا همه جا نه .
    بعضی جاها مثل اون رستوران باید حواسم باشه چیز بد به خوردم نده.

    0
    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

به گفتگو بپیوندید و نظر خود را با خوانندگان سایت و ما به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *